【مُجٰـ♡ـاهِدِ دَمِشْقْ】

•『🌱🦋』
•"برا؎بچہ‌هایۍڪه‌سهمشون
ازپدرقابِ‌عڪسش‌بود...(:!"💔🕊

✔ آغازخـٰادمی: ¹³⁹⁶/²/¹²

♡ نقڵ‌ونباتتوݩ← @mim_shin313
✖ ‌تبادلاٺ← #تعاملۍ

■ ڪانال‌متحد← @dokhtaranzahrayii

🔰 کاناڵمون داخݪ پیآمرساݩ ایتا:
【 eitaa.com/mojahede_dameshgh 】


🌹#شهدایی_زندگی_کنیم

💥دعای عهد


💥زیارت روز پیامبران و امامان


💥دعای سلامتی و فرج آقا امام زمان(عج)

💥زیارت عاشورا

💥زندگی نامه شهدا


💥وصیت نامه شهدا


💥خاطره از شهدا


💥#کانال_شهدا_رو_حمایت_کنید_ضرر_نداره


❤️#کپی_با_ذکر_صلوات_آزاد_است❤️


🌹خاطرات و زندگی نامه شهداء🍃🌺🍃
@ashghanvelayat
اگه عاشق شهدایی کانال شهداء رو به دوستانتان معرفی کنید
1 هفته پیش
✨﷽✨
لیست+2500⚠⚠⚠
💯تبادلات لیست؁ زھرا؁مرڞیھ(س)
🕙22_10
⭕ sapp.ir/zahra_313_
لیست
# چهار شنبه 9/2🌺
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
⚡️⚡️ اگر نماز انسان نماز باشد ، چشم بصيرت انسان باز می شود ✨
@ya_mouod
🌤🌤🌤🌤🌤🌤
⚡️⚡️لوازم خانگی خانه گرم✨

http://splus.ir/shik_bash_banoo

🌤🌤🌤🌤🌤🌤
💥ختم هفتگی قران کریم ✨

@khatmQuran6236

🌤🌤🌤🌤🌤🌤
⚡️مسائل شرعی بهترین اموزشهای خانواده✨

splus.ir/khosravi1253
🌤🌤🌤🌤🌤🌤
⚡️⚡️افسران جنگ نرم✨

@afsaran_piyroo
🌤🌤🌤🌤🌤🌤
⚡️⚡️پویش حفظ ایت الکرسی باجایزه ✨
Splus.ir/khatmehazrateroghaye
🌤🌤🌤🌤🌤🌤

⚡️⚡️عضوصحــــیــــفه ســ♡ــجــــادیــــه شو تا شما عزیز رو آشنا کنم✨
sapp.ir/sahifehsajadieh
🌤🌤🌤🌤🌤🌤
⚡️⚡️داستان زندگی قاری قرآن شهیدمحسن حاجی حسنی کارگر✨
@mahfeleshahidan

🌤🌤🌤🌤🌤🌤
⚡️⚡️زمیـ‌نھ سـ‍‌از ظہـۅر باشی‍‌مــ ... ✨

@faraj_aghaa_313
🌤🌤🌤🌤🌤🌤
⚡️⚡️درددل با امام زمان عج✨

sapp.ir/montazerane__zohoor

🌤🌤🌤🌤🌤🌤
⚡️⚡️خدا از رگ گردن نزدیک تره ✨

splus.ir/qoran.zendegi.2
🌤🌤🌤🌤🌤🌟
⚡️⚡️دوست داری شاد باشی پس این کانال رو از دست نده✨
@t.h.fahalonj
🌤🌤🌤🌤🌤🌤
⚡️⚡️آخرین اخبار از اعتراضات و آشوبها✨
@shahidegomnam14
🌤🌤🌤🌤🌤🌤
⚡️⚡️آفرینش واعجاز خداوند در هستی وکرامات معصومین ✨
splus.ir/amvajziiba

🌤🌤🌤🌤🌤🌤

⚡️⚡️آرامش با قرآن✨
@mohandesi_fekr
🌤🌤🌤🌤🌤🌤
⚡️عکس و مطالب مذهبی ، مناسبتی و ولایی✨

splus.ir/fadaiinenehzatashora
🌤🌤🌤🌤🌤🌤
⚡️⚡️رهسپآریم باولایٺ تا شهـآدٺ✨
@mojahede_dameshgh

🌤🌤🌤🌤🌤🌤
⚡️⚡️ محض رضای خدا ازدواج کن محض رضای خدا بچه دار شو ✨

splus.ir/zendegiyeghorani
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
🟣برای دریافت لینک گروه فرم گیری
درتعاملی لینک کانالتونو بزارین ✅
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
💯هدف ما ارتقاء سطح کانال شماست
🟢تب حمایت؁
🔴تبادلات پربازده زهرا؁ مرۻیھ (س)
1 هفته پیش
سلام
به کتاب فروشی خوش آمدی
کدوم کتاب رو می خوای

📗⃟ ⃟💚 حجره پریا
📗⃟ ⃟💚 @dokhtaranabasaleh

📗⃟ ⃟💚 سه دقیقھ در قیــامٺ
📗⃟ ⃟💚 @mojahede_dameshgh

📗⃟ ⃟💚 یـادت‌بـاشـد
📗⃟ ⃟💚 @pusdarune_velluyat313

📗⃟ ⃟💚 مݪاقاٺ دࢪ مݪڪوٺ
📗⃟ ⃟💚 @moontaazeer_mahdy_313

📗⃟ ⃟💚 از گشت‌ارشاد تا چادر‌المیرا
📗⃟ ⃟💚 @mouood_313

📗⃟ ⃟💚 سلام بر ابراهیم
📗⃟ ⃟💚 @itkin_meslmah

📗⃟ ⃟💚 دخٺࢪشینا
📗⃟ ⃟💚 @galerihdochtaronh

📗⃟ ⃟💚غرور و تعصب
📗⃟ ⃟💚 @chadoorgolgolii

اینم کتاب فروشی
splus.ir/exchanges_1400
1 هفته پیش
ـ یه‌آدمایی‌هستن‌توی‌این‌دنیا
که‌چشماشون‌یه‌اقیانوس‌آرومه🙂♥️ !'
-حاج‌مهدی‌رسولی
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
@mojahede_dameshgh
1 هفته پیش
ولی آقای امام رضا ؛
به همون رنگِ‌آبی لاجوردیِ‌کاشیات قسم
که من دوست دارم💙:)) .
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
@mojahede_dameshgh
1 هفته پیش
ـــــ به نام ایران؛ به کام دشمن !'
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
@mojahede_dameshgh
1 هفته پیش
🌿🌸"
‌.
-
ـ قرارِهر‌شب‌مون . . .💛
ـ بخونیم‌دعآی‌فرج‌رآ؟!^^
ـ اِلٰهے‌عَظُمَ‌الْبَلٰٓآ،وَبَرِحَ‌الخَفٰآءُوَانْڪَشِفَ‌الْغِطٰٓآءٌ…!
🌙|ـ #دعای‌فࢪج":)✨
💚|ـ #اللهم‌عجل‌لولیڪ‌الفرج🦋


『مُجٰـ♡ـاهِدِ دَمِشْقْ』
➜♥「 @mojahede_dameshgh 」‌🌸🌿
1 هفته پیش
🔰 رمان زیبای #رنج_مقدس1
💠 #قسمت_سی_و_چهارم

علی جوابم را نمی دهد؛ اما از صدای نفس هایش می فهمم که هست. نوری ذهنم را روشن می کند. درجا گوشی را قطع می کنم. کسی که هست
و نيست. کسی که وجودش می تواند من را آرام کند حتی اگر حاضر نباشد. همراهم زنگ می خورد. خاموشش می کنم. دفترم را باز می کنم و می نويسم:
من محتاج کسی هستم که مرا بيشتر از خودم بخواهد.
خواسته و نيازش و منافعش در ميان نباشد.
محتاج کسی هستم تا مرا در آغوش محبت خودش طوری غرق کند که همة عقده های وجودم باز شود.
من دستان کسی را طلب می کنم که وقتی دستم را می گيرد،
بدانم که می توانم با نور وجود او سال های سال راحت حرکت کنم.
نه به دره ای بيفتم نه به کوهی برخورد کنم و نه از مقابل و پشت سرم تصادفی رخ بدهد.
وجودش بر تمام زندگی ام سايه بيندازد و مرا همراه خودش تا فرا آبادی ها ببرد.
وجودی ماورايی می خواهم.
صدای در اتاق، افکارم را به هم می ريزد. مادر در را باز می کند و می گويد:
- ليلاجان! علی کارت داره.
بلند می شوم. گوشی را می گيرم و می گويم:
- سلام.
صدايش عصبي است:
- دختر خوب! گوشيت رو خاموش می کنی بيچاره می شم. چه ت شد؟ خوبی؟ بيام خونه؟ ليلا...
- دنبال کسی می گردم که وقتی دستم را از دستش درمی آورم و دوباره پيدايم می کند بر من نتازد.
علي سکوت می کند. ادامه می دهم:
- آن قدر من را به خاطر خودم بخواهد که هر وقت به سراغش رفتم، حتی بعد از هزاران خطا و دوری کردن های مدامم باز هم به من لبخند
محبت بزند.
نفسی از عمق دلش بيرون می دهد و می گويد:
- خوبه! ديوونه بازی هاتم خوبه! شب که می آم صحبت می کنيم. فقط مواظب باش با اين حال و روزت حال و روز بابا و مامان رو به هم نريزی.
گناه دارن.
و ادامه می دهم:
- و کسی که مرا ديوانه نداند و بيخود متهمم نکند.
می خندد. «مجنونی» حواله ام می کند و خداحافظی می کند. حالم خيلی بهتر از يک ديوانه است. دفترم را باز می کنم و می نويسم:
- «ديوانه کسی است که در فضای مه آلود زندگی می کند و از آن نمی ترسد. نمی خواهد از آن فضا بيرون بيايد و در روشنای روز زندگی کند.
ديوانه کسی است که در فضای مه آلود دستش را در دست کسی می گذارد که مثل خودش است. تکيه بر کسی می کند که راه را بلد نيست و خودش هم محتاج کمک ديگری است. ديوانه انسان هايی هستند که به اميد کسانی مثل خودشان دارند مسير زندگيشان را می روند. بيچاره ها.»
شب که علی می آيد، منتظر عکس العملش می شوم. در اتاق را که باز می کند، قبل از اينکه حرفی بزند لباس نيم دوخته اش را بالا می گيرم و می گويم: دست و صورتت رو بشور، وضو بگير، موهاتو شونه کن، مسواک هم بزن، بيا لباست رو بپوش. زودباش.
چشمانش را درشت می کند. لبش را جمع می کند و می رود و می آيد. لباسش را می پوشد. دورش می چرخم و همه چيز را اندازه می کنم. سکوت
کرده، حاضر نيست حرف بزند. می دانم که دارد ذخيره می کند که به وقتش همه را يکجا درست و حسابی بگويد. کم نمی آورم:
- اين قاعده را هم خوب رعايت می کنی ها. قاعده زمان مناسب، مکان مناسب، بيان مناسب برای حرف زدن. خوبه، خيلی خوبه. شاگرد خوبی
هستی. حرف های آدم خراب می شه اگه وقت خوبی انتخاب نکنه. شخصيت هم خراب می شه اگه کلامش خوب و به جا نباشه، مکان هم که حرف آدم رو پيش می بره ديگه.

✍ به قلم: #نرجس_شکوریان_فرد

ادامـہ دارد...

ڪپی‌ رمان بدون ذکر لینڪ‌ونام‌نـویسنده ‌مورد رضایتمون نیست❗
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
@mojahede_dameshgh
1 هفته پیش
🔰 رمان زیبای #رنج_مقدس1
💠 #قسمت_سی_و_سوم

صدای در خانه که می آيد بابا نگران نگاهم می کند. در نگاهش خواهشی می بينم که تا به حال تجربه نکرده ام. تمام تلاشم را می کنم تا بتوانم حالم را از اين ويرانی دربياورم و شاداب نشان دهم. مادر و علی می آيند. تازه حواسم جمع می شود که پدر تنها بود و آن ها کجا بوده اند که ديرتر رسيده اند؟ مادر تا مرا می بيند پا تند می کند و در آغوش می گيردم. صورتم را بين دو دستش نگه می دارد و می گويد:
- سهيل رو ببخش.
فقط نگاهش می کنم. آرام تر کنار گوشم می گويد:
- خودش زنگ زد و کمی تعريف کرد و عذرخواهی کرد. پدرت بهش گفت برای هميشه ليلا را فراموش کن و فقط پسر دايی اش باقی بمون. تو
هم همه چيز رو فراموش کن عزيزم.
هنوز آنقدر قوی نشده ام که بتوانم فراموش کنم. اما آرام ترم. آب و هوای طالقان مثل اکسيژن تازه عمل می کند و زنده می شوم. به خاطر کار علی مجبوريم برگرديم.
وارد اتاقم می شوم و در را می بندم. فضای مه آلود اطرافم آزارم می دهد. می نشينم روی صندلی ميز خياطی ام، اما دست به چيزی نمی زنم. اين
ندانستن ها بيچاره ام می کند. گوشی ام را برمی دارم و شماره علی را می گيرم. تا بخواهم پشيمان بشوم صدای «سلام خواهر گلم» مجبورم می کند که جوابش را بدهم.
- علی فرصت داری؟
- چيزی شده ليلا!
- اول دوست دارم بدونم چه قدر فرصت داری. می خوام ببينم می تونی همه حواست رو به من بدی؟
- پس چند لحظه گوشی دستت باشه. نه نه قطع کن زنگ می زنم.
مانده ام که پشيمان بشوم از تماسم يا نه! اصلا چرا بايد به علی بگويم؟ مگر خودم نمی توانم حل کنم؟ مگر او مرا می فهمد... که صدای همراهم
بلند می شود. نمی دانم اين حرف زدنم با علی از ضعفم است يا... که تماس قطع می شود. دارم به تصوير خندانش نگاه می کنم و دوباره زنگ خوردن تلفن. چاره ای نيست. دکمه وصل را می زنم:
- ليلا! خواهری! خوبی که؟ يه ساعت اجازه گرفتم. الآن توی محوطه ام. خيالت راحت باشه.
حرفم را مزمزه می کنم و می گويم:
- تا حالا شده که توی وضعيتی قرار بگيری که نه مقابلت رو ببينی، نه پشت سرت رو، نه اطرافت رو.
با مکثی می گويد:
- خيلی...
و نفسی بيرون می دهد:
- خيلی وقت ها، خيلی جاها برام اين حال پيش اومده. يه حيرت عجيبی که تمام فکر و ذهنت رو تعطيل می کنه. درست می گم؟
- اوهوم. ديدی تو جاده های شمال وقتی که مه پايين می آد چه جوری می شه؟ علی، من اين فضاي مه آلود رو دوست ندارم. ازش وحشت می کنم.
همش فکر می کنم يکي از پشت مه بيرون می آد که غريبه است و من نمی شناسمش و ممکنه به من آسيب بزنه.
دلم می خواهد حالم را درک کند.
- من درکت ميکنم ليلا! ميدونم فضای مه آلودی که برات تو زندگی پيش اومده يعنی چی؟ فقط دوست دارم که بدونی می شه از اين فضای مه
آلود رد شد. درسته وهم آلوده، اما ديدی راننده ها توی اين فضای ناآشنا چه با احتياط حرکت می کنند. چراغ ماشين رو روشن می کنند و با دقت
جاده رو نگاه می کنند. فقط نبايد توی اين فضا بمونی. حرکتت رو متوقف نکن. می تونی کمک بگيری از نوری که فضا رو برات روشن کنه، از کسی
که دستت رو بگيره.
چشمانم را بسته ام و دارم تصوير سازی علی را در خيالم دنبال می کنم. راست می گويد؛ اما:
- اما من می ترسم. از کی کمک بگيرم که واقعا من رو دوست داشته باشه، نه به خاطر خودش.

✍ به قلم: #نرجس_شکوریان_فرد

ادامـہ دارد...

ڪپی‌ رمان بدون ذکر لینڪ‌ونام‌نـویسنده ‌مورد رضایتمون نیست❗
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
@mojahede_dameshgh
1 هفته پیش
#Story ‌| #استوری

خیال‌خوب‌تو‌لبخند‌می‌شود‌به‌لبم
وَگرنه‌این‌من‌دیوانه‌غصه‌ها‌دارد

#امام‌رضای‌دلم💛

#میـݥ.شیــݩ🐚
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
@mojahede_dameshgh
1 هفته پیش
#profile | #پروفایل

آن‌که‌از‌نگاه‌تو‌احیاست‌عالمی
باشد‌که‌بِفکنی‌به‌من‌از‌مرحمت‌نگاه

#امام‌رضای‌قلبم♥️

#میـݥ.شیــݩ🐚
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
@mojahede_dameshgh
1 هفته پیش

پرواز کردن ربطـے به بال ندارد
دل می‌خواهد ، دلی به وسعتِ آسمان
دل را باید آسمانی کرد ..!
خوشا آنانی که بالی نداشتند ولـی
راه آسمان را یافتند ..
+ شاید بشه از یه روضه‌ و خلوت شبونه شهادت گرفت :)💔

#میـݥ.شیــݩ🐚
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
@mojahede_dameshgh
1 هفته پیش
اونجایی که پلیس، ساچمه‌ای زده و یارو زخمی شده رو نشون میده، ولی نشون نمیده که این دختر یا پسر زخمی، ده دقیقه قبلش چیکار کرده که پلیس اونو زده!
لحظه جنایت رو نشون نمیدن، لحظه مجازات رو نشون میدن! مجازات رو جنایت و جنایت رو مجازات جار میزنن
عجب ((:
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
@mojahede_dameshgh
1 هفته پیش
📸اهدا اعضا افسر پلیسی که در اغتشاشات اخیر به شهادت رسید

سرهنگ اردلان دقایقی قبل در بیمارستان ولیعصر به درجه رفیع شهادت نائل گردید

به گزارش پایگاه خبری شهدای فراجا، در پی بروز ناامنی های اخیر در سطح کشور و تلاش ماموران پلیس برای حفاظت از جان، مال و نوامیس مردم، سرهنگ تورج اردلان از کارکنان انتظامی کلانتری بانه کردستان پنجم آبان ماه ۱۴۰۱ توسط اغتشاشگران بر اثر سنگ پرانی و پرتاپ بمب های دست ساز از ناحیه سر مجروح و در بیمارستان به علت شدت جراحات وارده دچار مرگ مغزی میگردد

علی رغم تلاش تیم پزشکی پس از چند هفته، اعضای بدن وی با موافقت خانواده ش به افراد نیازمند اهدا گردید و شهید تورج اردلان ظهر امروز به یاران شهیدش پیوست

بر اساس این گزارش این شهید والامقام پس از ۲۸ سال خدمت صادقانه در سازمان انتظامی کشور، دارای دو فرزند ۱۳ و ۱۸ ساله بود که یازده عضو بدنش به افراد نیازمند اهدا گردید.

مراسم وداع و تشییع پیکر پاک و مطهر این شهید متعاقبا اعلام خواهد گردید

#میـݥ.شیــݩ🐚
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
@mojahede_dameshgh
1 هفته پیش
⊰•🦋🖇•⊱
.
حجابِ‌ٺـوسٺ‌ڪه‌ٺمام‌اھداف
دشمن‌رابھ‌هم‌مے‌ریزد...
هزاران‌شبڪھ‌ماهواره‌اۍ
شعـار‌هـاے‌آزادۍو....
ٺمامـۍ‌براۍ‌عفٺ‌وحیاۍ‌ٺوسٺ
از‌چادرمشڪۍ‌ٺو
دشمن‌بھ‌هـراس‌افٺاده‌اسٺ
زیرا‌بـھ‌دسٺ‌ٺوشیـر‌مردان‌آماده‌ۍ
جـھاد‌پرورش‌مـۍیابند‎‌‌‌‌‌‌.
.
⊰•♥️•⊱¦⇢ #حجاب

#میـݥ.شیــݩ🐚
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
@mojahede_dameshgh
1 هفته پیش
شهادت قلبی است که خون حیات را
در شریان‌های سپاه حق می دَواند
و آن را زنده نگه می‌دارد♥️
"شهیدآوینی"

«سرهنگ پاسدار داوود جعفری»

#هنیئا_لک_یاشهید🕊
#لبیک_یا_خامنه_ای💚
#برای_ایران🇮🇷

#میـݥ.شیــݩ🐚
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
@mojahede_dameshgh
1 هفته پیش
♥️ #زندگی_به_سبک_شهدا

🕊 شهید مدافع‌حرم #سید_سجاد_حسینی

🔹 راوے: همسر شهید

سید سجاد همیشه در کارهای منزل به من کمک می‌کرد؛ مخصوصاً زمانی که مهمان داشتیم؛ مهمان را حبیب خدا می‌دانست و از مهمانی‌دادن لذت می برد. قبل از اینکه مهمان بیاید، همه چیز را حاضر می‌کردم چون سیدسجاد اجازه نمی‌داد من پذیرایی کنم.

حتی گاهی خودش چای می‌ریخت و می‌آورد. هرچیزی در منزل داشتیم، برای مهمان می‌آورد. مثلاً برای صرف یک چایی در حضور دوستان اگر گز، شکلات، پولکی، قند یا هرچیزی بود با چایی می‌آورد.

می گفت: باید برای مهمان سنگ تمام بگذاریم. بعد از اینکه مهمانها می‌رفتند، با هم ظرفها را می‌شستیم. اگر مهمان ها از دوستان خودش بودند، حتی اجازه نمی‌داد ظرف‌ها را بشویم و می‌گفت: شما فقط خانه را مرتب کن. در کمک به من در کارهای منزل، بین همه همیشه حرف اول را می زد.

#میـݥ.شیــݩ🐚
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
@mojahede_dameshgh
1 هفته پیش
🌻🌱
روز قیامت پرونده رو باز می‌کنن
میگن تو فکر کردی برای این که
حججـــی بشی ،
بهجت بشــــی
چقدر سرمایه لازم داشتــی؟
خیلی کمتر از اینـــی که داشتی!
فقط فرصت ها رو اسـتفاده نکردی(:

-استادپناهیان-

#میـݥ.شیــݩ🐚
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
@mojahede_dameshgh
1 هفته پیش
🔰 در کلمه‌ی شهیـد ، مجموعه‌ای از ارزشهای دینی و ملی و انسانی نهفته است.

وقتی شما میگویید شهیـد درواقع این کلمه یک کتاب است؛مجموعه‌ای از معارف دینی در این کلمه هست، مجموعه‌ای از معارف ملی در این کلمه هست،مجموعه‌ای از معارف و مکارم اخلاقی در این کلمه هست؛ این کلمه خیلی کلمه‌ی مهمی است.

ـ حضرت‌آقا💚
[۱۴۰۱/۸/۸]

#میـݥ.شیــݩ🐚
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
@mojahede_dameshgh
1 هفته پیش
💠 تصویری از شهید #داود_جعفری در کنار رهبر معظم‌ انقلاب

🥀 صبح روز گذشته سرهنگ پاسدار داوود جعفری از مستشاران نیروی هوافضای سپاه در سوریه، توسط ایادی رژیم‌صهیونیستی با انفجار بمب کنار جاده‌ای در حوالی دمشق به شهادت رسید.

✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
@mojahede_dameshgh
1 هفته پیش
_ پیامۍاز‌شھـید‌همت‌براۍ‌شما^^🍃

مبادا ضعف برخۍ مسئولان شما را ضعیف
کند. مبادا دنیازدگے برخی مدیـران شمارا از
هواداری انقلاب دور کند . ما رزمنـدگان تا
آخرین نفس پای انقلاب بودیم؛ شماچطور؟

✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
@mojahede_dameshgh
1 هفته پیش
دریافت سروش پلاس