ـدرد‌و‌دل‌ـباامام‌زمان‌ـعج

🌺 🌹 🌷 🌹 🌷 🌺
🌸 درد دل با امام زمان 🌸
sapp.ir/montazerane__zohoor
🌷 اَللّهُـــمَّ عَجـِّــل لِوَلیِّــکَ الفَـــرَج 🌷
کپی با ذکر # صلوات🌹
مدیر کانال:
@yamahdiiadrkni
متحدمونه:
@asheghan_velaiat
@123yamahdi
@amamzamaniam
@fadaiinenehzatashora


................

رضای دوست، در رضای مادر است!
.
آیت‌الله حاج‌آقا مرتضی تهرانی:

مرحوم پدرم آیت الله میرزا عبدالعلی تهرانی، به من گفت:

من به امام‌زاده ابوالحسن می‌رفتم
و از شب تا به صبح ذکر می‌گفتم
و مناجات می‌کردم و گریه می‌کردم.

مادرم هم خبر نداشت.

من چهل روز ترک حیوانی کردم.
نان و سیب‌زمینی می‌خوردم.
نان و سرکه‌شیره می‌خوردم.

نگذاشتم مادرم بفهمد.
چون من را خیلی دوست داشت.

در آن چهل روز، شب‌ها هم تا به صبح ریاضت و دعا و تضرع و التماس و مناجات داشتم و از خدا فهم می‌خواستم.

چهل روز من تمام شد.
متوجه شدم که رنگ مادرم پریده است. به بازار رفتم و یک مقداری گوشت خریدم.
گوشت را شُستم و سیخ کردم و روی ذغال، کباب کردم و آن کباب چنجه را جلوی مادرم گذاشتم.

به مادر گفتم که من متوجه ضعف شما شدم.
این کباب را بخورید تا ضعف شما برطرف شود.
مادر نگاه کرد و گفت خودت هم بخور.
حالا روز چهلم است و من تا غروب باید صبر کنم تا از ترک حیوانی، با آن همه کارهایی که در طی چهل شب تا صبح کرده‌ام نتیجه بگیرم.

باطنم یک تکانی خورد که خدایا چه کنم؟ تمام زحماتم از بین می‌رود.

ابتدا سعی کردم مادر را قانع کنم که من بعداً می‌خورم.
پیش خودم گفتم که مثلاً من هم شب کباب درست می‌کنم و برای شام یا افطار می‌خورم. ماه رمضان هم نبود که روزهٔ واجب باشد.

مادر قبول نکرد و لقمه‌ای از گوشت برداشت و گفت: تا تو این را نخوری من هم نمی‌خورم.

یک لحظه خدا نهیبی به دل من زد که عبدالعلی، تو نورانیت و عبودیت و سعادت را از غیر‌خدا می‌خواهی
یا از خدا؟

از اربعینیات می‌خواهی یا از خدای اربعینیات؟

اگر خدا نخواهد،
صدتا اربعین هم که بگیری به تو نورانیت نمی‌دهند.

اگر از خدا اطاعت کنی، او بدون اربعینیات به تو نورانیت می‌دهد.

به مادر گفتم: چشم و دهانم را باز کردم.

همین که گوشت را در دهان گذاشتم،

چشم دلم باز شد.
همه چیز را می‌بینم؛
همه چیز را می‌گویم؛
نه فقط حرف‌های مردم را،
بلکه روایات و آیات و فرمایشات معصومین را بیان می‌کنم.
.
📚 برگرفته از کتاب سفر چهارم، صفحات ۱۹۹ تا ۲۰۳.



ولادت بی بی دو عالم، فاطمه زهرا سلام الله علیها بر حجت خدا صاحب الزمان و همچنین شما عزیزان مبارک باشه
🌺🌿🌺🌿
.
روح همه ی مادران سفر کرده هم شاد...

🌿🌺درد ودل باامام زمان
2 ساعت پیش
#حدیث_قدسی

❤️ خداوند متعال (جل جلاله):

🍃کسانی که مرا یاد می کنند،
میهمان من هستند.

🍂کسانی که مرا اطاعت می کنند،
در نعمت من هستند.

🍃کسانی که مرا شُکر می کنند،
در فزونی نعمت‌هایم هستند.

🍂و اهل معصيتم را از رحمتم
مايوس نمى كنم

🍃اگر توبه كنند،
دوست آنها هستم.

🍂اگر مريض شوند،
طبيب آنها هستم.

🍃گناهکاران را
با سختی ها و مصيبت‌ها مداوا مى كنم

تا آنها را از گناهان و عيب‌هاپاك كنم.


📕 ارشاد القلوب

درد ودل با امام زمان
2 ساعت پیش
🌷 حضرت امام صادق (علیه السلام) :

✍ شایسته است مؤمن هشت ویژگی داشته باشد :

1⃣ در ناملایمات روزگار، سنگین (باوقار) باشد.
2⃣ در هنگام نزول بلا بردبار باشد.
3⃣ هنگام راحتی شکرگزار باشد.
4⃣ به آنچه خداوند به او داده قانع باشد.
5⃣ به دشمنان خود ظلم نکند.
6⃣ بار خود به دوش دوستانش نیفکند.
7⃣ بدنش از او خسته باشد.
8⃣ مردم از دست او آسوده باشند.

📚 کافی ، ج ۲ ، ص ۴۷ .

درد ودل با امام زمان
2 ساعت پیش
💠قالَ اَمیرُالمُوْمِنینَ عَلِیُّ بْنُ اَبیطالب(علیه السلام) :
 الدهرُ يَومانِ : فيَومٌ لَكَ و يَومٌ علَيكَ ، فإذا كانَ لكَ فلا تَبطَرْ ، و إذا كانَ عَليكَ فلا تَحزَنْ ، فَبِكِلَيهِما سَتُختَبَرُ .


🔹امیرالمومنین (عليه السلام) فرمودند : 
روزگار دو روز است؛ روزى به كام تو و روزى به زيان تو.
چون به كام تو بود، سرمست مشو و چون به زيان تو بود، غمناك مباش ؛ زيرا هر دو مايه آزمايش توست .



📚تحف العقول : 207

درد ودل با امام زمان
2 ساعت پیش
🌸🍃🌸🍃

امام باقر علیه السلام فرمودند :

عرب باديه نشينى نزد پيامبر_اکرم صلى الله عليه و آله آمد و گفت :
اى پيامبر خدا ! آيا بهشت بهايى دارد؟
فرمود : بله .
گفت : بهايش چيست؟
فرمود : " لا إله إلّا الله " كه بنده ی صالح ، آن را از روى اخلاص بگويد .
گفت : اخلاص آن چيست؟
فرمود : عمل كردن به آنچه که من براى آن فرستاده شده ام و دوست داشتن اهل_بيت من .
گفت : دوست داشتن اهل بيت شما، از حقوق آن است؟
فرمود : آرى . دوست داشتن آنان ، بزرگ ترين حقّ آن است .


#منبع :
أمالی طوسی ، ص ۵۸۳


🌺🌷🌺


‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌ ‌‌درد ودل با امام زمان
2 ساعت پیش
❣الهي ...❣

❣ضعیفان را پناهی
❣قاصدان را بر سر راهی
❣مومنان را گواهی
❣چه عزیز است آنکس که تو خواهی!
❣الهی هر که ترا شناسد، کار او باریک
❣و هر که ترا نشناسد، راه او تاریک
❣الهی توانائی ده که در راه نیفتیم
❣و بینائی ده که در چاه نیفتیم.
❣الهی بر عجز خود آگاهم و بر بیچارگی خود گواهم،
❣خواست خواست توست، من چه خواهم.

📚 خواجه عبدالله انصاری

🌸🍃🌸🍃🌸🍃
درد ودل با امام زمان
2 ساعت پیش
میلاد با سعادت فخر دو عالم ❤

سرور زنان بهشت ❤

ام ابیها ❤

حضـــــرت فاطمه زهرا (س)❤

بر تمام عاشقانش ❤

مبارکــــــــَ باد 🎉 🎊 🎉

‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دردو دل با امام زمان
2 ساعت پیش
༻﷽༺

🎊 آسمان خورشيد را بگرفتہ و دف مےزند
🎈 هر فرشتہ بر قدوم فاطمہ ڪف مےزند

🎊 تا بيايد دختر يڪتاے ختم المرسلين
🎈 انبيا از عرش تا روے زمين صف مےزند

#میلاد_حضرٺ_صدیقه‌ڪبرے💖
#حضرٺ_زهرا_س_مبارڪباد🎊

درد ودل با امام زمان
2 ساعت پیش
‌‌‌‌ ‌‌ೋღ 💖 ღೋ

میلاد باسعادٺت مبارڪ حضرت مادر❤
میلاد باسعادت حضرت زهرا (س) را خدمت امام‌زمان(عج)
و همه‌ی شیعیان تبریڪ عرض می‌کنیم💐

🌷🌿 @Shahid_hadi
17 ساعت پیش
هرگلی بویی اگر دارد ز بوی "فاطمه" ست
ای به قربان چنین ریحانه ای ریحانه ها ...

"میلادِ ♡جانِ‌ امیرالمؤمنین‌♡ مبارک"
17 ساعت پیش
🍃🦋
🌿خداے من..!
هنگامی که اندوهناک شوم
تو دلخوشیه منی....

#صحیفه_سجادیه
دعای ۲۰
17 ساعت پیش
🔰ابراهیم گفت: این طور که در شهر پیداست مردم هیچ ارتباطی با آن ها ندارند. بهتر است به یکی از مقر های ضد انقلاب حمله کنیم. در صورت موفقیت به سراغ مقر بعدی برویم. همه با این طرح موافقت کردند. قرار شد نیرو ها را برای حمله آماده کنیم. اما همان روز نیرو های سپاه را به منطقه پاوه اعزام کردند. فقط نیرو های سرباز در اختیار فرماندهی قرار گرفت.

🍉ابراهیم و دیگر رفقا به تک تک سنگر های سربازان سر زدند. با آن ها صحبت می کردند و روحیه می دادند. بعد هم یک وانت هندوانه تهیه کردند و بین سربازان پخش کردند! به این طریق رفاقتشان با سربازان بیشتر شد. آن ها با برنامه های مختلف آمادگی نیرو ها را بالا بردند.

🧱صبح یکی از روز ها آقای خلخالی به جمع بچه ها اضافه شد. تعداد دیگری از بچه های رزمنده هم از شهر های مختلف به فرودگاه سنندج آمدند. پس از آمادگی لازم، مهمات بین بچه ها توزیع شد. تا قبل از ظهر به یکی از مقر های ضد انقلاب در شهر حمله کردیم. سریع تر از آنچه فکر می کردیم آنجا محاصره شد. بعد هم بیشتر نیرو های ضد انقلاب را دستگیر کردیم.

💶از داخل مقر بجز مقدار زیادی مهمات، مقادیر زیادی دلار و پاسپورت و شناسنامه های جعلی پیدا کردیم! ابراهیم همه آن ها را در یک گونی ریخت و تحویل مسئول سپاه داد. مقر دوم ضد انقلاب هم بدون درگیری تصرف شد.

👮‍♂ شهر، بار دیگر به دست بچه های انقلابی افتاد. فرمانده سربازان، پس از این ماجرا می گفت: اگر چند سال دیگر هم صبر می کردیم، سربازان من جرأت چنین حمله ای را پیدا نمی کردند. این را مدیون برادر هادی و دیگر دوستان هم رزم ایشان هستیم. آن ها با دوستی که با سرباز ها داشتند روحیه ها را بالا بردند. در آن دوره، فرماندهان بسیاری از فنون نظامی و نحوه نبرد را به ابراهیم و دیگر بچه ها آموزش دادند. این کار، آن ها را به نیرو های ورزیده ای تبدیل نمود که ثمره آن در دوران دفاع مقدس آشکار شد. ماجرای سنندج زیاد طولانی نشد.

☘هرچند در دیگر شهر های کردستان هنوز درگیری های مختصری وجود داشت. ما در شهریور 1358 به تهران برگشتیم. قاسم و چند نفر دیگر از بچه ها در کردستان ماندند و به نیرو های شهید چمران ملحق شدند. ابراهیم پس از بازگشت، از بازرسی سازمان تربیت بدنی به آموزش و پرورش رفت. البته با درخواست او موافقت نمی شد، اما پیگیری های بسیار این کار را به نتیجه رساند. او وارد مجموعه ای شد که به امثال ابراهیم بسیار نیاز داشته و دارد.

📚سلام‌بر ابراهیم۱
22 ساعت پیش
دریافت سروش پلاس